آه آه آه آه ، آه آه آه آه ، آه آه آه آه ، آه آه آه آه تو حریم جنگلِ دور یه درخت کهنه پیداست یه درختِ بی سرانجام که سرانجام درختهاست توی آوندای چوبیش روح یه ،ترانه جاریست یه ترانه از زمستون با یه تن پوش بهاری * تک درخت ،بی سرانجام شاخه هاش ،اسیر بادن فصل های، پاییزی و سرد برگاشو ،به باد دادن علف های، هرز و هرزه زیر پای اون میشینن دلشون خوشه به ساقه ریشه هاشو نمیبینن نمی دونن تک درختا ،روحشون شبیه ریشه است نمیدونن عمر روحه تک درختا تا همیشه است نمی دونن ساقه های، تک درختها سِفت و سَخته دستِ چوبیه تبر هم ،شاخه ی یه تک درخته ( تبرهاتونو بیارین تک درختها نمیفتن)۲ (تبرهاتونو بیارین)۲ که جوونه ها شکفتن