سرگشته ی محضیم و در این وادی حیرت عاقلتر از آنیم که دیوانه نباشیم تویی به جای همه ، هیچکس ولی به جای تو نیس تو خود تمام منی اما من تمام تو نیس دیوانه ام آری، شبهای بیداری یاد تو میوفتم ، اما تو بیزاری از من بیزاری هم حسیست ، باعث خوشحالیست اینکه به من داری ، حتی تنفری خالی دیوانهام آری دیوانهام آری دیوانه دوست دارم دیوانه دوست داری؟ (۲) میگن دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید… یا من یا تو، دیوانه نبودیم ، شاید… نبودی جای منو من جای تو غم خوردم آرامشم بودی رفتی ابرها به هم خوردند رعدی زدو بارید ، چشم چشمهای جاری شیرینترین تلخی ، چقدر زیبا تو میرفتی راه رفتنت زیباست ، ترکم بکن بی رحم تو از برم میری ، منم قربان تو میرم دیوانهام آری دیوانهام آری دیوانه دوست دارم دیوانه دوست داری؟ (۲)