
از تو گفتم سر به دامان خیابانی که در آن خانه داری از تو گفتم از همین عطری که در آغوش من جا میگذاری هر چه در گوش زمین و آسمان گفتم نشد من مگو های دلم را با جهان گفتم نشد از دل جا مانده در آوار تنهایی نگفتم از تو گفتم از تو خواندم از شب بالا بلند گیسوانت عاشقانه گریه کردم تن به تن با خاطرات ناگهانت بی بهانه از تو دور و بی تو نزدیکم به پایانی که دیگر گفتنی نیست جز برای گم شدن در یاد تو این قصه از سر گفتنی نیست از تو در من مانده رویایی که هر شب تا جنونم میکشاند حافظانه عطر گیسویت که میرقصد به شعرم مینشاند هر کجایی دل به موج و موج دریای نگاهت میسپارم آرزویی جز شکستن در تلاطم های آغوشت ندارم بی قرارم

کابوس
آرمان گرشاسبی

ایران
آرمان گرشاسبی

دور از نفست
آرمان گرشاسبی

شقایق
آرمان گرشاسبی

هزار امید
آرمان گرشاسبی

زمستان
آرمان گرشاسبی

تو را جویم
آرمان گرشاسبی

کجا گریزم
آرمان گرشاسبی

برمیگردم
آرمان گرشاسبی

زیبا
آرمان گرشاسبی

رویای من
آرمان گرشاسبی

شب
آرمان گرشاسبی

تشییع
آرمان گرشاسبی

تشییع
آرمان گرشاسبی

خریدار
آرمان گرشاسبی

آخرین یاد
آرمان گرشاسبی

شهر خاموش
آرمان گرشاسبی، کیان پورتراب

Begoo Be Baran
آرمان گرشاسبی