
من امشب چه میکشم ناله میکنم از نهان جانم سودای عشق تو چون به در کنم از سرم ندادنم چه شوقی به پا کند در خیال من آتش نگاهت تو شیدا کردهای جانِ من مرا ره به جا ندارم بیا یک دمی به برم مرو از برم ای صنم تا ز دل رود درد و محنت و غم بیا یک دمی به برم مرو از برم ای صنم تا که بگذرد ناله و فغانم زلال چشم نگاه مست تو فزوده درد هر دم سیاه زلف تو در آرزوی من به تن نفس ندارم من شب چه میکشم ناله میکنم از درد فراقت ره میخانه را من گم کردهام ای تویی شرابم