
ای که پهلو زده بر قرص قمر چشمانت عالمی محو تماشای لب خندانت من نگویم سخنی جز سخن از خنده تو چه شود سر بگذارم به روی دامانت نکند روزی نگویی سخنی از حالت دل خوشم من به همین چند خبر از احوالت همه ترسم شده چشمان گنه کار رقیب نکند زلف تو بیرون برود از شالت وای از چشم جادوگر تو کاش من بنشینم بر تو ای جان که تو تاج سرمی پیش آ نیمه دیگرمی جانم تو چه خوش نشسته ای به قلب ویرانم از همان لحظه که دیدمت پریشانم جانم لحظه ای بدون تو نه نتوانم جانم تو چه خوش نشسته ای به قلب ویرانم از همان لحظه که دیدمت پریشانم جانم لحظه ای بدون تو نه نتوانم ماهی ، به خدا دلیل زیبایی این راهی خوش به حال من که تو با دلم همراهی تو خودت شاهی جان جانانی نکند با من نمانی وای از چشم جادوگر تو کاش من بنشینم بر تو ای جان که تو تاج سرمی پیش آ نیمه دیگرمی جانم تو چه خوش نشسته ای به قلب ویرانم از همان لحظه که دیدمت پریشانم جانم لحظه ای بدون تو نه نتوانم جانم تو چه خوش نشسته ای به قلب ویرانم از همان لحظه که دیدمت پریشانم جانم لحظه ای بدون تو نه نتوانم

آه باران
راغب

حقیقت
راغب

بخند
حمید هیراد، راغب

بمان
راغب

منظومه ی احساس
راغب

آبی فیروزه ای
حمید هیراد، راغب

مادر
راغب

تسلیم
راغب

برنده
راغب

هم سایه
راغب

روزهای خوب
راغب

بی احتیاط
راغب

آی فلک
راغب

فریبکار
راغب

مسافر ماه
راغب

رگ خواب
راغب

هوای عشق
راغب

ابرو مشکی
راغب

کوگ تراز
راغب

چشم بندی
راغب

خوشبه حالم
حمید هیراد، راغب

بی پناه
راغب

صمیمی ترین رفیق
راغب

دیوانگی
راغب

عزیزم
راغب

دنا
راغب
کجایی
راغب

دلبر
حمید هیراد، راغب

آواره
راغب

پر پرواز
راغب