
ای سفیر عشق از تو شعر سرخی مانده بر لب با تو برگشتم به خورشید ای به من برگشته از شب گرچه این پروانه سوزان پیلهی اندوهمان کرد بارش سنگ ای برادر رفته رفته کوهمان کرد الوند تا به اروند ماییم و بغض در بند در اوج همصدایی با خون دشنه بنویس بر خاک تشنه بنویس یا مرگ یا رهایی من و تو پس از این غروب فاجعه دوباره میرسیم به روز واقعه نترس از شکستن نترس از سایه ها که شام غریبان نمیماند بجا ای سفیر عشق از تو شعر سرخی مانده بر لب با تو برگشتم به خورشید ای به من برگشته از شب گرچه این پروانه سوزان پیلهی اندوهمان کرد بارش سنگ ای برادر رفته رفته کوهمان کرد الوند تا به اروند ماییم و بغض در بند در اوج همصدایی با خون دشنه بنویس بر خاک تشنه بنویس یا مرگ یا رهایی

مادر
سالار عقیلی

رویای من
سالار عقیلی

نفس بریده
سالار عقیلی

بغض پنهان
سالار عقیلی

برای مردمم
سالار عقیلی

چه روزایی
سالار عقیلی

آتش عشق
سالار عقیلی

وارش
سالار عقیلی

چراغ
سالار عقیلی

ریشه در خاک
سالار عقیلی

عشق بازیچه تماشا
سالار عقیلی

خیابانهای دلتنگی
سالار عقیلی

نفس
سالار عقیلی

آهنگ جهانگردی سعدی
سالار عقیلی

آن سوی شیدایی
سالار عقیلی

هوای تو
سالار عقیلی

پریدخت
سالار عقیلی

سپید یا سیاه
سالار عقیلی

گر تو نیایی
سالار عقیلی

نوروز عشق
سالار عقیلی

پاییز
سالار عقیلی

نگار
سالار عقیلی

دعوت
سالار عقیلی

پناه
سالار عقیلی

همصدا
سالار عقیلی

ققنوس
سالار عقیلی، پویا سرایی

بی قرار
سالار عقیلی

دلبسته شدم
سالار عقیلی

تب دیوانگی
سالار عقیلی

رفتی سفر
سالار عقیلی