
تابش ماە شبهای عشاق نسیم باد و احساس پر سوز وگداز دلبران دو چشم خمار و سیاە مانند شب دیجور لب و دهان ، گل و غنچە بسیار شوخ و شنگ آرزو دارم گل سرخ دوستم بداری خوش و کامروا باشی پیام دلدادگیت را عزیزم برایم بفرستی ئاوازی دل انگیز در کوچە باغ هنگام غروب شعری آتشین برای زلف و بالای یاری دوستتدارم ، دوستت دارم ، بی تو هرگز بسر نمیشود دلتنگتم ، دلتنگتم عشق و احساس و رٶیایم تو خوشرویی ، تو دلربایی برای من آب حیاتی تو خوشرویی ، دلربایی برای من راە نجاتی در آسمان زندگی در افق باغ گلستان اسمت با اشک حک شدە مثل لاس و خزال مانند مم وزین مثل فرهاد برای شیرین