
تو ايـنـجـا رو بـه رومـيُ منم مـحـو تـمـاشـاتـم به چشمات خـيـره مـي مـونم اسير چشم زيباتم واسم تـوصيف زيباييت يه كم سخته ولي مي گم فرامـوشم شـده دنـيـا تـورُ از وقـتـي كـه ديـدم نـفـسهـات عـطـرِ بـارونُ مـيـاره تـوي آغــوشم به تـو وابسته تر مي شم لباس عشقُ مـي پوشم نمي دوني چه احساسي ازت مي گيره احـساسم تو از بس خوبي من حتي تورُ از دور مي شناسم تـو زيـبايـيُ زيبـايـيـت مـنُ سـمـت تـو مياره همين عاشق كـه مـن باشم هـواي قـلبـتُ داره

الکی
شاهرخ

همشهری
شاهرخ

گل واژه
شاهرخ

کار دل
شاهرخ

نفش میکشم
شاهرخ

بزک
شاهرخ

عاشق
شاهرخ

دل ما بین
شاهرخ

عشق افراطی
شاهرخ

ترانه های بی گناه
شاهرخ، امیر هاشمی

کبوتر
شاهرخ

بیدادگاه
شاهرخ

شما
شاهرخ

مرز - رمیکس
شاهرخ

زیبا
شاهرخ

تحمل
شاهرخ، امیر هاشمی

زیبا
شاهرخ

رسوای زمانه
شاهرخ

حظ کردم
شاهرخ

تلنگر
شاهرخ

اندوه
شاهرخ

خوشحال
شاهرخ

تحمل
شاهرخ، امیر هاشمی

بخواى نخواى
شاهرخ

زیبای خفته
شاهرخ

گلاب
شاهرخ

آرامش
شاهرخ

غریب
شاهرخ

دلداده
شاهرخ

خاطره سازی
شاهرخ