
من عاشقانه شاعرم به موی پر کلاغیت و پرسه میزنم تورا همیشه در حوالیت همیشه میپرستمت که هرکه جز تو پوچ بود

خوابم نمیبره
معین زد

زیبای زشت من
معین زد

مال من باش
معین زد

نعره ی چاه
معین زد

روزای رفته
معین زد

دمتون گرمه
معین زد

کف تهرون
معین زد

حست دروغه
معین زد

تو قول دادیا
معین زد

پدر خوانده
معین زد

گذشته آب از سر من
معین زد

همدست
معین زد

مشق امشب
معین زد

طعنه
معین زد

شاید دلت تنگ شد توام
معین زد

مال منی
معین زد

دیدی پاییزو
معین زد

با هم روالش می کنیم
معین زد

پایم باش
معین زد

دریابم
معین زد

جاده هراز
معین زد

نی مثت
معین زد

بماند
معین زد

سر صبح
معین زد

دیوانه ام آری
معین زد

پیر میشم
معین زد

دنبال خودم میگردم
معین زد

درد عشق
معین زد

ریسمون سیاه
معین زد

تن صدات
معین زد