
من خودم بودم که گفتم ماندنت اجبار نیست بشکند دستی که یادت داد – مثل یلدا آخرین دیدار طولانی تر است آن که یادش رفته داند حال آذر ماه را من تو را با خونِ دل از یاد بردم، لطف کن

هیچ
معین زد

زمانه
معین زد

شاید دلت تنگ شد توام
معین زد

دیدی پاییزو
معین زد

دوباره باز
معین زد

پرسه
معین زد

دیوانه ام آری
معین زد

درد عشق
معین زد

حست دروغه
معین زد

بماند
معین زد

نعره ی چاه
معین زد

پایم باش
معین زد

با هم روالش می کنیم
معین زد

مال منی
معین زد

سر صبح
معین زد

تو قول دادیا
معین زد

زیبای زشت من
معین زد

تن صدات
معین زد

دنبال خودم میگردم
معین زد

سرگردونم
معین زد

پدر خوانده
معین زد

روزای رفته
معین زد

روزای رفته - رمیکس
معین زد

دلم برات تنگ میشه
معین زد

پیر میشم
معین زد

خوابم نمیبره
معین زد

دمتون گرمه
معین زد

همدست
معین زد

من عاشقتم هنوزم
معین زد

ریسمون سیاه
معین زد